حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

660

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

تا اواخر شوال كار شاهزادهء اعظم يك طرفى خواهد شد ؛ دوم ماه نو به جاجرود مىرود كه در آنجا ترتيب كارها را بدهد . احتمال مىرود كه من و حاجى آصف را هم ببرند ؛ تا ببينيم خداوند چه خواسته است . هنوز بعد از مراجعت از قم ، وزير منافق و به قول اتابك « ساربان » را نديده‌ام . آقاى بحرينى را هم ملاقات نكردم كه دربارهء احوالات و اخبار اطلاعى حاصل كنم . على الحساب شاهزاده و سپهسالار از آمدن امين الدوله آسوده هستند و در تهيهء ترتيبات كار خودشان مشغولند . شاهزاده ، سعد الدوله را مأموريت داده است كه با شارژ دافر انگليس محرمانه برائت ذمه خودش را از عمل علاء الدوله حاصل كند و مدلل بدارد كه هرچه كرده است كار مشير الدوله بوده است . سعد الدوله هم رفت و ديد و حالى كرد . از اين فقرات ، مأخذ عقايد و كارها بدست شما خواهد آمد . باز خدا دانا است كه چه پيش خواهد آمد . آن خيالاتى كه براى افزودن به خالصجات داشته‌اند و مىخواستند وجهى هم به عنوان كسر قيمت روز اول از خالصجات بگيرند ، گذشت ؛ به علت آن‌كه سپهسالار و مشير الدوله و خود شاهزاده و آقاى بحرينى و آصف السلطنه و ورثهء وزير دربار هم شريك در اين عمل بودند . خصوصا جعفرآبادى كه شاهزاده تازه از مليجك امين الخاقان خريده است كه در جنب شاهزاده عبد العظيم است ، خالصه بود و شاه شهيد به مليجك بخشيده است . اگر دستى به كار خالصجات مىزدند ، اينجا و املاك استراباد و مازندران سپهسالار و منال و مال مشير الدوله هم بهم مىخورد . بارى كارهاى دولت ، اين‌طور به غرض و صرفه شخصى است . از اين مسائل ، اصلاح كار دولت معلوم است . آن مرد كه استعفا داد و با طالع تيمورى رفت ، مىدانست چه خبر است . آنقدر بدانيد اگر شاهزاده به خر خودش سوار شد و تسلط بهم رساند ، نه كاووس ماند و نه پورپشنگ . به نقد ماها محترم هستيم ؛ فردا را كسى نديده است . يك رقعهء بعد از مراجعت از قم شاهزاده را فرستادم بخوانيد و وضع مردم‌دارى او را بدست بياوريد . نويسندهء عمده و كلى و طرف توجه در سوارى و پيادگى و خلوت ، دبير حضور است . ثقة الدوله هم نمرهء دوم است و اعلا . وكيل الدوله روئى ندارد ، آن‌قدر هست كه از كارش خلع نشد . از ترك‌ها هم پيراهن تن و محرم راز ، امير بهادر است ؛ بسيار هم محترم كه احدى بر او جز شاهزادگان مقدم نمىنشينند . بطور رفاقت و بىاحتياجى با شاهزاده و شاهزاده با او رفتار مىكند كه دو روز فاصله به اتاق او مىرود و آنجا افطار مىخورد . بعد از مراجعت از قم ، سپهسالار هم ساخته است و تملق ظاهرى را افزوده است . وزير افخم از خانه بيرون نمىآيد ؛ معلوم نيست كه ساختگى و جنگ زرگرى و مصلحت وقت است يا حقيقت دارد . معين هم بدستاويز كار مشير السلطنه را بهم رساند ؛ ولى به شاهزاده حالى شده است كه از حواريون و فدائىهاى اتابك است . ما سه نفر را هم على الحساب به معيت و صداقت و خدمت به خودش ظاهرا پذيرفته است ؛ آن هم بسته به تقدير است . از خدا دان خلاف دشمن و دوست * كه دل هردو در تصرف اوست